کا ش میشد فریاد مظلومانه ی نیلوفر های اسیر مرداب را شنید کاش میشد سکوت غریبانه ی گنجشک های افسرده را معنا کرد از تکرار ناقص خاطره ها از تلاش بیهوده برای رفتن و نرسیدن مثل دو خط موازی خسته ام کاش میشد اندیشه و احساسات را بدست پیچکی بسپارم تا به هر کجا که میخواهد سر بکشد اای قلم یاریم کن تا بنگارم دردم را بر روی صفحه های سفید کاغذ بگویم از قلب هایی که سنگی شده اند و از قدم هایی که فقط عشق را لگد مال میکنند و از دل هایی که فقط صدا ی شکستنشان بگو ش می رسد .... ............................................................. منم تنهاترین تنهای دنیا تویی زیبا تر از زیبا خدا یا منم مثل امید یک قناری قراری بر دل هر بی قراری منم یلدای بی پایان عاشق تو بودی مرهم زخم شقایق تویی ساکت تر از پژواک شبنم بروی برگ گل ها خواب ,نم نم تویی لالایی خواب خوش اواز نگاهم را ببین در شوق پرواز منم ان دحتر لبریز از مهر که جادوی نگاهت کرده اش سحر نگاهت را پرستم ای نگارم فدای تار مویت هر چه دارم تو مثل شبی می ما نی که چادر پر از ستاره اش را گم کرده از انتظار چه بگویم خسته ام خسته از این واژه ی تکراری,چه دلگیرند روز هایی که بین من و تو فا صله به جای سلام نشسته فقط: خواستم بنویسم پرواز را اغاز نکن چون من تنها با پر مهربانی تو حرفهایم را مینویسم واژه ی اخر مثل یک لفظ غریبم ,ساده ام ساده ترم کن زیر امواج نگاهت مثل ماسه ها ترم کن خیسم از تب نیازت ,منو از غصه رها کن تو هجوم بی صدایی منوبی طعنه صدا کن بی تو مثل شب سیاهم, بی تو مثل سایه تارم واژه ی اخر سطرم , معنی شوم فرارم نفست چون نفس من با تو من زنده ترینم تو قمار تلخ عمرم بی تو بازنده ترینم جون من جون محبت جون هر چی مهربونه پانذاررو عمر عشقم تا دلم تنها نمونه 



ساعت: 22:52
تاریخ: پنجشنبه 1387/04/06





